ايرج افشار
337
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
آن روز به چهلستون داخل شده در آنجا جلوس كرد و امرا و اعيان و شاهزادگان تبريك او رفتند . در مدت نه ماهى كه افاغنه اصفهان را در محاصره داشتند و مدت دو سال و هفت ماهى كه محمود پادشاه بود قوم خونخوار افغان ديگر براى اصفهان آبادى باقى نگذاشتند . قسمت خارج شهر كه قبل از تقسيم پايتخت ويران گرديد . داخل شهر هم به واسطهء قحطى و دورهء حكومت محمود و پسرعمّش اشرف خراب و خالى از سكنه شد . حتى اشرف مقارن ورود نادر به آنجا به عزم ساختن بارويى براى اصفهان امر داد . مقدارى از خانههاى مردم و ابنيهء قديم را خراب كنند اين خرابى به عمل آمد و بارويى هم ساخته نشد . [ 65 ] از ابتداى استيلاى افاغنه روز بدبختى اصفهان شروع شد و تا عهد كريم خان زند چنين بود . در عهد آن خان رعيّتپرور اندكى جان گرفت و قدرى خرابيهاى سابق مرمّت يافت . ولى بعد از فوت او در كشمكش بين زنديّه و قاجاريّه باز خرابى رو كرد تا زمان صدارت حاجى محمّد حسين خان صدر اصفهانى به واسطهء توجّه اين مرد باز اصفهان قدرى آباد شد و جمعيت آن افزايش يافت . دورهء حكومت جابرانهء ظلّ السلطان باز عهد خرابى را تجديد كرد و اين ظالم خونخوار در خرابى عمارات و ابنيهء صفوى يكتنه كار قشون افغان را كرده و هرچه از استيلاى ايشان محفوظ و مصون مانده بود او به تيشهء بيداد از بيخ و بن بركند . مسعود ميرزاى ظلّ السلطان كه در 1266 تولد يافته سه سال از مظفر الدين ميرزا وليعهد سلطنت بزرگتر بود ، به مناسبت آنكه مادر او شاهزاده خانم نبود او را به ولايتعهد منصوب نكردند . ولى به همان جهت ارشديّت سنّى غالبا طرف ملاحظه شمرده مىشد . چنانكه در 1279 او را فرمانفرماى فارس كردند و در اين تاريخ يمين الدوله لقب داشت . بعد در 1283 به حكومت اصفهان منصوب و در 1286 به ظلّ السلطان ملقب گرديد و در اين سال دوم باز نخستين مرتبه والى فارس شد و بار ديگر در 1291 حكومت اصفهان را گرفت و اين بار تا آغاز مشروطيّت اصفهان را در چنگال استيلاى خود داشت . بلكه به حمايت انگليسها روزبهروز حوزهء اقتدار خود را وسيعتر كرده يزد و فارس و خوزستان و گلپايگان و خونسار و كمره و كزاز و عراق و لرستان و بروجرد و كرمانشاه و كردستان را هم بر قلمرو خود